ميرزا محمد حيدر دوغلات

656

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ساخته . عبد اللّه ميرزا بار ديگر برگشته و حمله برده ، باز او را فرو گرفتند . در اين حال پنج كس از معتبران بهادران رسيده‌اند ، اين هر دو برادر را به اين حال ديده‌اند و حمله برده‌اند تا اين فرصت برادرم عبد اللّه را پاره پاره ساخته بودند به دست غلبه چنان كه هر پارچه جبا 962 و جامه او به دست كافرى بود . بيت : شراب شهد شهادت به كام او گشته ( 319 پ ) * حلال باد كه خوش نوش كرده است آن را من بودم از جهان و گرامى برادرى * در سلك نظم و نثر گرانمايه گوهرى « 1 » چون واقعه عبد اللّه معلوم شد با مضمون آنكه ؛ نظم : با قضا كارزار نتوان كرد * گله از روزگار نتوان كرد كردگار آن كند كه او خواهد * حكم بر كردگار نتوان كرد « 2 » إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ 963 را فرو خواندام و « 3 » چند روز در آن چراگاه توقف نمودم كه مراكب و مواكب مرفه شد . هر غنيمت كه به دست افتاده بود آن را از آنجا برگردانيدم و نهصد كس از لشكر گزيده و چيده متوجه ارسنگ شدم . از ماريول تبت تا آنجا دو ماهه راه بود . از آنجا چون يك ماهه راه رفته شد به موضع رسيده شد . در آنجا گولى 964 واقع است كه گرداگرد آن گول چهل فرسخ باشد . در كنار آن قلعه‌اى واقع است كه توك « 4 » و لبوك مىگويند . شب در آنجا توقف افتاد . چون صباح شد اسبان همه مرده بودند مگر قليلى كه نيم مرده و سراسيمه و كج كلاه 965 بودند ، چنان كه بنده را بيست و هفت اسب بود ، از آن جمله ، صباح يك اسب به حال خود مانده و دو اسب ديگر نيم مرده ، بيست و چهار اسب ديگر همه مرده بودند و اين علت دم‌گيرى است كه سابقا مشروح شده است . چون از آنجا روان شديم خمس لشكر سوار بودند ، ديگر همه پياده روان شدند . دويم

--> ( 1 ) . نگ : - شراب . . . گوهرى . ( 2 ) . نب : + بيت . ( 3 ) . نگ : معلوم شد اين آيه را مكرر كردم إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ . ( 4 ) . نگ : لوك .